امن ترین پناهگاه

ذهنیت خوبی نسبت به زوار امام نداشت . مداوم برایشان مزاحمت ایجاد

می نمود ؛ از غارت اموال گرفته تا زد و خورد . در کل کارش شده بود

آزار و اذیت ایشان . سال ها به این منوال سپری شد .

روزی قصد شکار نمود و از شهر بیرون رفت . رفت و رفت تا به گله ی

آهوان رسید . بر اساس رسم شکار سگ شکاری را پیش فرستاد و خود

در پی او روان شد . آهوان که متوجه حضور او شدند پا به فرار گزاردند .



                                        

ادامه مطلب


موضوع: دلنوشته ها،
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ منتظر ]

تبری معصوم علیه السلام

شیخ مفید از ابوطاهر عیسی بن عبدالله علوی نقل می کند که او گفت پدرم به من

خبر دادکه با امام باقر علیه السلام در منی بود و آن حضرت رمی جمرات می کرد.

آن حضرت بعد از اتمام رمی پنج سنگ را شمرد و دو تا را به گوشه ای زد و سه تا

را به گوشه ای دیگر. به آن حضرت گفتم فدایتان گردم، این چه عملی بود؟ چیزی از

شما دیدم که هرگز کسی آن را انجام نداده است ! شما پس از رمی پنج سنگ دیگر

زدید، سه تا در ناحیه ای و دو تا در ناحیه دیگر ! حضرت فرمودند بله، هر گاه موسم

حج فرا می رسد، آن دو فاسق غاصب را اینجا می آورند و جز امام عادل کسی آنها

را نمی بیند. من اولی را دو سنگ زدم و دومی را سه تا، چون دومی از اولی

خبیث تر بود.

                                                                ( اختصاص مفید، ص 277 )





موضوع: کلام معصوم علیه السلام، تبری،
[ چهارشنبه 12 بهمن 1390 ] [ 06:53 ب.ظ ] [ منتظر ]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو