تبلیغات
سلیمان"جانم فدای امام نقی علیه السلام" - مطالب فروردین 1391

اعترافی شنیدنی

بیت الحکمه اموی و عباسی با ترجمه متون فلسفه یونانی برای مقابل با بیت العتره


نبوی صلی الله علیه و آله و سلم تاسیس شد. این موضوع مورد تایید و اعتراف دو تن از


بزرگان فلسفه معاصر است. علامه‌ طباطبایی (رحمه الله) می گویند:


«حکومت‌های‌ معاصر با ائمه‌ هدی علیهم السلام نظر به‌ این‌که‌ از آن‌ حضرات‌ دور


بودند، از هر جریان‌ و از هر راه‌ ممکن‌، برای‌ کوبیدن‌ آن‌ حضرات علیهم السلام و


بازداشتن‌ مردم‌ از مراجعه‌ به‌ ایشان‌ و بهره‌مندی‌ از علومشان‌ استفاده‌ می‌کردند


می‌توان‌ گفت‌ که‌ ترجمه «الهیّات‌» [یونانی] به‌ منظور بستن‌ در خانه اهل‌بیت


علیهم السلام بوده‌است‌.» طباطبایی، سید محمد حسین، اسلام‌ و انسان‌ معاصر/ ۸۳٫


همچنین‌ آیت‌الله‌ مصباح‌ یزدی‌ (حفظه الله) می‌نویسند:


«عامل‌ مهم‌ دیگری‌ که‌ در راه‌ رشد فرهنگ‌ اسلامی‌ به‌ کار آمد، عامل‌ سیاسی‌


بود. دستگاه‌های‌ ستمگر بنی‌امیه‌ و بنی‌عباس‌ که‌ به‌ ناحق‌ مسند حکومت‌اسلامی‌


را اشغال‌ کرده‌ بودند، به‌ شدت‌ احساس‌ نیاز به‌ پایگاهی‌ مردمی‌ در میان‌


مسلمانان‌ می‌کردند و در حالی‌ که‌ اهل‌بیت‌ پیامبر صلی الله علیه و آله یعنی‌ همان‌


اولیای‌ به‌ حق‌مردم‌، معدن‌ علم‌ و خزانه‌دار وحی‌ الهی‌ بودند، دستگاه‌های‌


حاکم‌ برای‌ جلب‌افراد وسیله‌ای‌ جز تهدید و تطمیع‌ در اختیار نداشتند؛


از این‌ رو کوشیدند تا باتشویق‌ دانشمندان‌ و جمع‌آوری‌ صاحب‌ نظران‌، به‌


دستگاه‌ خویش‌ رونقی‌ بخشند.و با استفاده‌ از علوم‌ یونانیان‌ و رومیان‌ و ایرانیان‌


در برابر پیشوایان‌ اهل‌بیت‌دکانی‌ بگشایند. بدین‌ ترتیب‌، افکار مختلف‌ فلسفی‌ و


انواع‌ دانش‌ها و فنون‌ باانگیزه‌های‌ گوناگون‌ و به‌ وسیله‌ دوست‌ و دشمن‌ وارد


محیط‌ اسلامی‌ گردید.» مصباح‌ یزدی‌، محمد تقی‌، آموزش‌ فلسفه‌1/ 33


البته هم مرحوم آقای طباطبایی و هم حضرت آقای مصباح این امر را دلیلی بر


رد و بطلان فلسفه نمی دانند و حتی آقای مصباح این امر را عاملی در رشد


فرهنگ اسلامی می دانند.! آقای طباطبایی هم در ادامه نکته فوق می افزایند:


«هر چند ترجمه فلسفه‌ یونان‌ در بدو امر به‌ منظور بستن‌ در خانه‌ اهل‌بیت


علیهم السلام بوده‌ است‌ اما آیا منظور ناموجه‌ حکومت‌های‌ وقت‌ و سوء استفاده‌شان‌


از ترجمه‌ و ترویج‌ الهیات‌، ما را از بحث‌های‌ الهیات‌ مستغنی‌ می‌کند؟»

م‌.م‌ شریف‌، تاریخ‌ فلسفه‌ در اسلام‌، مرکز نشر دانشگاهی‌، تهران‌، ۱۳۶۲ش‌، ۱/ ۱۷۱


فعلا مقصود ما ذکر اعتراف این بزرگان به انگیزه شیطانی بنی امیه و بنی عباس


در ایجاد نهضت ترجمه متون فلسفی یونانی در عالم اسلام است و نیز توجه به


این نکته که آنها چه مایه هایی را در فلسفه یونانی برای مقابله با معارف اهل بیت


علیهم السلام یافته بودند و نه بحث پیرامون این مطلب که آیا صرف این امر موجب


بطلان فلسفه هست یا نه.


همچنین به‌ نوشته‌ کتاب‌ تاریخ‌ فلسفه‌ در اسلام‌، در دوران‌ پیش‌ از اسلام‌ نیز از


حربه‌فلسفه‌ و الهیات‌ فلسفی‌ برای‌ مقابله‌ با آیین‌ مسیحیت‌ استفاده‌ شده‌ بود‌:


«پس‌ از افلوطین‌، نوافلاطونیان‌ در برابر فعالیت‌ روزافزون‌ مسیحیان‌ قیام‌کردند


و برای‌ این‌که‌ مسیحیت‌ را ریشه‌ کن‌ کنند، سعی‌ کردند الهیات‌ کاملی‌ براساس‌


مکالمات‌ افلاطون‌ و کاهنان‌ کلدانی‌ و اسطوره‌های‌ قدیم‌، یعنی‌اسطوره‌های‌


یونانی‌ و مصری‌ و شرق‌ نزدیک‌، بنا نهند و نیز سعی‌ کردند، فلسفهافلوطین‌ را


بسط‌ داده‌، آن‌ را تکمیل‌ کنند.»


افلوطین صاحب کتاب اثولوجیا است که ملاصدرا به اشتباه مولف این کتاب


را ارسطو می دانسته است و از مطالب افلوطین استفاده های فراوانی در پیوند


بین فلسفه و عرفان یونانی در آثار خود برده و با عظمت از نویسنده آن یاد


کرده است.


                                                نقل از  : تا ظهور







موضوع:
دنبالک ها: تا ظهور،
[ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ منتظر ]

خشم حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به ابی بکر

بخاری در جای جای صحیح خود، از خشم حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به

 ابی بکر سخن می‏گوید. در کتاب خمس می‏گوید: فغضبتْ فاطمةُ بنتُ رسول‏ اللَّه

فهجرتْ أبابکر فلم تزل مهاجرتُه حتی تُوفِّیَتْ. یعنی: فاطمه دختر رسول خدا

صلی الله علیه و آله و سلم بر ابی‏ بکر خشمگین شد و او را ترک گفت و این متارکه تا

 روزی که درگذشت ادامه داشت.

                                                                 (صحیح البخاری، باب فرض الخمس، 4/ 78)

                                                          به نقل ازپایگاه برائت




موضوع: حضرت زهرا علیهاالسلام،
دنبالک ها: پایگاه برائت،
[ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ منتظر ]

دلم دوباره شکسته . . .

دلم دوباره شکسته ،

ز غم  ز درد گل یاس ، ز غربت علی و آل ، ز درب خانه و دیوار ،

 ز اشک دیده ی زینب ، ز ناله ی حسنین و ، ز بغض در دل حیدر ،

 ز چاه همدم حیدر ، ز بعد کوثر حیدر ،

یگانه دختر احمد ، در عنفوان جوانی ،

 به ضرب لشگر شیطان ، شهید گشت و خزانی ،

منافقان سیه دل ،  ز بعد حضرت احمد ،

 یگانه کوثر قرآن ، کنیز حضرت رحمان

که بود همسر حیدر ، و مادرحسنین و ، شفیع عرصه ی محشر ،

به ضرب کین بشکستند بازویش و نمودند ، سقط محسن پرپر ،

دو دست حیدر کرار ، شجاع و شیر دلاور ، امیر صحنه ی خیبر ،

وصی و یار پیمبر ،  و صاحب حوض کوثر ،

منافقان و شیاطین ، گره زدند به طنابی ،

 کشان کشانش ببردند ، امیر لایتناهی ، . . .

خدا کند که بیاید ، امید و دادرس ما ، یگانه زائر زهرا ، به عصر غیبت کبری ،

خدا کند که بیاید یگانه منتقم او ، امیر و صاحب دل ها 

                                                                              جناب مهدی زهرا سلام الله علیهما


 







موضوع: امام زمان علیه السلام، دلنوشته ها، حضرت زهرا علیهاالسلام،
[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 03:56 ب.ظ ] [ منتظر ]

انتقام

زکریا بن آدم می گوید: در خدمت امام رضا علیه السلام بودم که امام جواد علیه السلام را که در

سن کمتر از چهار سال بودند آوردند. امام علیه السلام با دست خود به زمین زد و سر مبارک

 خود را به طرف آسمان بلند کرد و در فکر فرو رفت. امام رضا علیه السلام فرمودند
:


جانم فدایت! در چه رابطه اینقدر فکر می کنی؟ امام جواد علیه السلام عرضه

داشتند: در آن مصائبی که نسبت به مادرم فاطمه سلام الله علیها روا داشته شد.

 به خدا سوگند آن دو را از قبر بیرون می آورم و آتش می زنم پس خاکستر

 آن ها را بر باد داده یا به دریا می ریزم. پس امام رضا علیه السلام آن حضرت

 را نزدیک به خود نمود و بین دو چشمش را بوسه زد و فرمود: تو لایق امامت

 هستی.
دلائل الامامة ص212




موضوع: حضرت زهرا علیهاالسلام، کلام معصوم علیه السلام،
[ جمعه 18 فروردین 1391 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ منتظر ]

به استقبال بهار

از حدود یک ماه پیش خود را برای آمدن فصل بهار و عید آغاز آن آماده کردیم

و به پیشواز آن رفتیم . کار هایی چون پاک نمودن خانه و کاشانه با دقتی بیش تر

 از همیشه ، شستن فرش و شیشه و خرید لباس نو از برای خود و اگر دارای

فرزند باشیم برای ایشان . . . و این گونه به استقبال بهار طبیعت رفتیم و همه ی

این کار ها برای این بود که آمدن بهار را به خودی خود نشانه ی نو شدن و

طراوت و شادابی می دانیم  ، غافل از این که آیا آمدن بهار برای همه این شادی

را به همراه دارد یا که خیر ؟! آیا آمدن بهار برای ستمدیدگانی که در چنگال

جنگ زیاده خواهان عالم اسیرند ، یا کودکان یتیم و فقیری که به نان شبشان

محتاجند هم شادی به همراه داشته است ؟!

با کمی تامل و تفکر می توان فهمید که این گونه نیست !

السلام علی ربیع الانام و نضره الایام

اما ما بهاری را می شناسیم که با آمدنش همه ی عالم را شادی و شعف فرا خواهد

 گرفت . او که با آمدنش جنگ و خونریزی به پایان می رسد و کودک فقیری باقی

 نخواهد ماند که اندوه و حسرتش دل ما را بیازارد .

بیایید همان گونه که برای آمدن بهار طبیعت از مدت ها قبل این گونه خویش را

 آماده می سازیم ، خود را مهیای آمدن بهار آدمیان و شادی روزگاران نماییم ،

 با اعمال خود و رفتار خود ، با خودسازیمان و کمک به برادرانمان ، با ایمان

 خود و ایستادن در برابر نفس خود ، با تمنا و دعا و گریه هایمان در فراق

مولایمان حضرت صاحب الزمان ارواحنا له الفداء



اللهم عجل لمولانا الفرج بحق زینب عقیله العرب




موضوع: دلنوشته ها،
[ جمعه 4 فروردین 1391 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ منتظر ]