در توجیه احمقانه ملاصدرا و عشق به پسر بچه اش

اظهارعشق به ظرفاء وتوجیهاتی که خودتایید است

ممکن است عده ‏اى که ملاّ صدرا را مُراد و مُرشد خود می ‏دانند از این بیانات صدرا که درباره عشق به پسر بچه‌هاو زیبارویان تعجب کنند؛ زیرا تبلیغى که نسبت به مقام علمى وى از طریق رسانه‏ هاى گروهى از جمله رسانه های سمعی وبصری ، مطبوعات،حوزه ها و به خصوص بزرگ‏داشتى که براى وى برگزار می ‏کنند، هاله‏ اى از قداست نسبت به این شخصیت در ذهن روندگان فلسفه می اندازد و لذا متوسل به توجیهات و تأویلات عدیده و رقیقه می ‏شوند.درمطلبی که قبلا به عرض عزیزان رسیده بودمتنی از اسفارملاصدراآورده بودیم که عشق به پسربچه های زیبا رو وظرفا را مقدمه ای برای رسیدن به عشق حقیقی میدانست

این توجیهات را می ‏توان به سه دسته تقسیم کرد:

۱٫ این مطالب به صدرا تعلق ندارد، بلکه منسوب به وى است.

۲٫ صدرا در مقام تقیه بوده.

۳٫ کلمات صدرا تماماً اسرار است و اهل سِرّ می ‏دانند، و اهل ظاهر را با اهل سرّ چه کار.

جواب قسم اول و دوم: با توجه به بیانات نظریه‏ پرداز بزرگ مکتب صدرا (حاجى سبزوارى) و هم چنین مهره‏ هاى درشت فلسفه صدرایى، این دو احتمال کاملاً مردود است.

حاجى سبزوارى در حاشیه‏ اسفار در ذیل همین گفتار عاشقانه صدرا می گوید:

اگر کسى اشکال کند که: چگونه می ‏شود کسانى که مُتصلِّب و مُتوغِّل در شریعت و طریقت هستند و از طرفى این مطالب را بر زبان جارى می ‏کنند، با شریعت مطهره قابل جمع است؟!

به عبارتى، با توجه به شخصیت والاى صدرا و با توجه به اینکه چنین عشقى را شرع امضا نکرده، چطور بین این عشق و بین شرع و یا بین این عشق و بین شخصیت صدرا، می ‏توان جمع کرد؟!

جواب می ‏گوییم: این مقوله مانند امر و نهى است، مثل وجوب بیرون رفتن از مکانى غصبى که واجب، در عین حال تصرف در آن هم محسوب می ‏شود که جایز نیست.

سالکان میانه حال ممکن است مأمور عشق‏بازى با خوبرویان باشند (ضمن آنکه شروع این کار ناروا است) عشق‏بازى آنان را کمک مى‏کند که از علایق دیگر بگسلند وچون به معایب همان عشق‏بازى هم برخوردند، دلبستگى به عالم طبیعت را یکباره فروگذارند.[۱]

از این بیان حاجى سه نکته مشخص می ‏شود:

۱٫ مطلب تعلق دارد به خود ملاّ صدرا و وارداتى نیست.

۲٫ هیچ گونه تقیه‏ اى در کار نبوده است.

۳٫ همان مطلبى که ما فهمیدیم ،[۲] مراد ملاّ صدرا بوده؛ چراکه خود حاجى در «إن قلت» به آن اشاره می کند، بعد در «قلت» سخیف بودن کلام ملاّ صدرا را توجیه می کند.

در ارتباط با توجیه حاجى باید گفت: گرچه فرد غاصب در خروجش از زمین غصبى چاره ‏اى ندارد و مجبور است و در این حال مرتکب تصرف نیز می ‏شود، لیکن «الامتناع بالاختیار لا ینافی الاختیار»؛ چراکه فرد غاصب با اختیار مرتکب معصیت شده و وارد زمین غصبى شده.[۳]

دومین شخصیت پرآوازه فلسفه که به عشق مجازى و بیان صدرا تصریح کرده، علاّمه طهرانى است. وى بعد از ذکر اشعار عاشقانه ‏اى که صدرا به عنوان شاهد عشقبازى خود آورده، می ‏گوید:

چقدراین اشعار نغز و آب‏دار است، اصولاً عشق مجازى قنطره عشق حقیقى است، وتشبیهات واستعارات وکنایات وعباراتى که در عشق مجازى یا در مظاهر و مجالى از محبوب حقیقى به کار می ‏رود، چقدر می تواند نشانگر وروشنگر همان عشق حقیقى باشد![۴]

بیان علاّمه در تبیین عشق مطرح شده از جانب صدرا و قاعده «المجاز قنطرة الحقیقة» آن قدر شفاف است که معنا ندارد کسى بگوید مُنتَقِد کلام صدرا را نفهمیده است.

اما اگر گفته شود کلام صدرا در ارتباط با مقوله عشق مجازى، همراه با رمز و آکنده از اسرار است، و اهل ظاهر کلام و اهل سرّ را نمی فهمند.

در جواب می ‏گوییم:

اولاً: تصریح این دو فیلسوف بر اینکه کلام صدرا نسبت به عشق مجازى وضوح دارد و مراد از عشق مجازى هم همان عشقى است که هر عاقلى به محض تصورش، تصدیق خواهد کرد که مراد چیست.

ثانیاً: در قبال این مطلب (سرّ بودن کلام ملاّ صدرا) از جواب دندان شکن خود صدرا مدد می گیریم. ملاّ صدرا در کتاب «کسر أصنام الجاهلیّة» در بحث بطلان شَطحیّات متصوفین، کلام «شطح» را دو قسم می ‏کند و می گوید: شطح بر دو قسم است:

ادعاهاى طویل و عریض پیرامون عشق به خدا و وصال با او. به گمان دعوت کنندگان این عشق و وصال، موجب می شود ایشان از انجام اعمال ظاهرى بی ‏نیاز شوند، تا جایى که گروهى دعوى اتحاد با خدا دارند… و بدین نحو، خود را با حسین حلاّج مانند می ‏کنند، کسى که به موجب گفتن این نوع سخنان به دار آویخته شد.

این مدعیان هم به گفته او استشهاد می ‏کنند که گفت: «أنا الحق» هرگاه کسى ایشان را (متصوفه و قائلین به اتحاد با خدا) انکار کند، گویند: این انکار از علم و جدل برخاسته و علم، حجاب است… در حالى که آنچه ما (متصوفه) می ‏گوییم از پرتو نور باطن روشن می شود (یعنى کلام ما مملو از اسرار است و نمی ‏فهمند الاّ کسى که اهل مکاشفه باشد).

ملاّ صدرا در جواب این قسمت از کلام متصوفه، مطلب گرانبهایى دارد، می ‏گوید:

این کلام متصوفه، مغلطه‏ اى است براى خلق، که چیزى جز فساد عقائد مسلمین را در بر ندارد و براى جامعه زیانبار است و لذا هرکه از این نوع کلمات بر زبان جارى کند، کشتنش از براى دین خدا بهتر است از احیاه ده کَس.[۵]

با توجه به جواب جناب ملاّ صدرا (نسبت به کلام افرادى که مطالب باطل و برهنه از حق و دور از منطق بشرىِ خود را در قالب توجیهاتى از قبیل «سرّ» بودن و اینکه غیر «اهل مکاشفه» نمی ‏فهمند!) نیازى به جواب دیگران نیست.

پیداست که خود جناب صدرا نیز قطعاً مشمول کلام خود می ‏شود!

در هر حال این تفکر صدرا «تعشّق به ظُرفاء» همان تفکر صوفیه است که با تمام بی ‏پروایى جمال‏ پرستى می ‏کردند، و در بازارهاى می ‏گشتند و پسران اَمرد پیدا می کردند وبه ایشان تعشق می ‏ورزیدند و در سماع با شاهدان[۶] (((شاهد به کسر «ها» در عرف به مرد خوش صورت می ‏گویند:

زمى بنیوش و دل در شاهدى بند

که حسنش بسته زیور نباشد

می رقصیدند و کمال روحانى سالک را در مشاهده زیبایی هاى صنع می ‏دانستند و می ‏گفتند:

شاهد بازم هر آن که انکار کنند

چون درنگرى روز وشب این‏کار کنند

آنها که می ‏بینى همه شاهد بازند

آن زهر ندارند که انکار کنند

زان می ‏نگرم به چشم سر در صورت

کز عالم معناست اثر در صورت

زیرنویس

[۱]. اسفار ۷: ۱۷۴ چاپ بیروت.

«إن قلت: المشایخ یلتزمون التوفق بین أوضاع الشریعة والریقة، والمشایخ من هذا الجمع متوغّلون وبهذا الأصل الشامخ متصلّبون، وهذا الأمر کیف یوافق الشریعة المطهّرة؟

قلت: لعلّه وجدوا رخصة مِن رموزها ودقائقها، ولعلّهم جوّزوا اجتماع الأمر والنهی کما جوّزه کثیر من المتشرّعة، فالخروج من الدار المغصوبة مأمور به ومنهیّ عنه، لأنّ هذا الخروج بعینه تصرّف من مال الغیر بدون إذنه، وإخراج الزانی حشفته من فرج المرأة مأمور به ومنهی عنه نظیر ما مرّ، فشیءٌ واحد مبغوضٌ ومطلوب الشارع المقدس من جهتین، وبسطه موکول إلى موضعه، واللّه‏ تعالى هو العالم بالأسرار».

[۲]. در نتیجه نمی ‏توان کلام ملاّ صدرا را حمل بر سرّ کرد.

[۳]. جناب مرحوم علاّمه حائرى مازندرانى نسبت به توجیه سبزوارى می ‏فرماید:

از غرائب اشتباهات علمى سبزوارى این توجیه است! چراکه جاى بسى شگفتى است که مورد مسئله اجتماع امر و نهى آن هم با شرائط مقرره در اصول فقه در ماده اجتماع در عامین من وجه یا در عموم و خصوص مطلق در امر و نهى شارع است نه در امر امّت در برابر نهى شارع، که بدتر از «اجتهاد در مقابل نص» است و مخالفت صریح با شرع است، و فرض این است که مراد نهى شرع از حیثیت دیگر چون شهوت یافتن و خطر و مانند آن، و امر عارف از حیثیت دیگر که مجرد از عوارض زمیمه است. و در این مقام نیست وگرنه حاجت به تذکر مسئله اجتماع امر و نهى نبود.

و امّا تمثیل به خروج از دار مغصوبه یا اخراج آلت، پس اشتباه دیگرى است، چه بر اهل اصول فقه پوشیده نیست که این مثال‏ها مسئله دیگرى است که در مسئله اجتماع ذکر شده قیاس مقوله اجتماع با مطلب صدرا، مع الفارق است.

[حکمت بو على ۱: ۶۰، با مقدمه و ترجمه عماد الدین حسینى اصفهانى]

[۴]. مهر تابان: ۹۰ ـ ۱۷۰٫

[۵]. کسر أصنام الجاهلیّه: ۴۶ ـ ۴۸٫ «فهذا أحد مغالیطهم للخلق… ومَن نطق بشیء من هذه الکلمات [اتحاد با خدا] فقتله أفضل فی دین اللّه‏ مِن إحیاء عشرة…».

[۶].فرهنگ اصطلاحات عرفانى ابن عربى (دکتر گل بابا سعیدى): ۳۸۴


موضوعات مرتبط: نقد ملا صدرا، ننگی از صوفیه، دروغ های شاخدار، نقد علامه طهرانی
[ دوشنبه 19 تیر1391 ] [ 16:8 ] [ آخوند دانا ]


برچسب ها: ملاصدرا، عشق، عرفا، امام نقی، کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان، نقدصوفیه،
دنبالک ها: دین و مذهب و اعتقادات شیعه اثنی عشری،
[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 11:27 ب.ظ ] [ منتظر ]

حدیث قدسی

[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 11:12 ب.ظ ] [ منتظر ]

بی ادب محروم ماند از لطف رب !

از قدیم قدیما شاعران حرف های زیبایی زده اند و بیت های با محتوایی سروده اند که  یکی از آن ها این بیت زیبای سعدی است :

از خدا جوییم توفیق ادب              بی ادب محروم ماند از لطف رب

یکی از ویژگی هایی که انسان های متمدن و باشخصیت را از افراد هرزه و ... جدا می سازد همان ادب ایشان است .رعایت ادب اصولا در همه ی فرهنگ ها و جوامع بشری امری مطلوب و بی ادبی نوعی هنجارشکنی و فاصله گرفتن از جامعه ی انسانی است و نگاه افراد جامعه به ایشان نوعی دیگر است ؛ بجز افراد نادان یا کودکانی که به اصطلاح خودمانی هنوز عقلشان نمی رسد که کسی از ایشان انتظاری ندارد .

گاهی بی ادبی افراد تنها موجب آزار یک یا چند تن از اطرافیان یک شخص می شود و گاه یک جمع بزرگ مثلا یک شهر یا کشور و یا حتی جمعیت بزرگی از انسان های روی زمین . که به تناسب زشتی آن بیشتر و بیشتر نمایان می شود .

در ماه های اخیر شاهد بودیم که افرادی بی ادب به یکی از بزرگان مسلمانان جهان ، بزرگی  از نسل پیامبر ایشان (امام نقی علیه السلام)  ، توهین نمودند و ایشان را مسخر نمودند و روز به روز بر کار خویش پای فشردند و افتخار نمودند !

از خدا جوییم توفیق ادب          بی ادب محروم ماند از لطف رب

حال سوالی که برای من پیش آمده است این است که چه شده است که این اقدام توسط افرادی که اکثرا ساکن اروپا و به اصطلاح در کشور های متمدن ساکن هستند صورت پذیرفته است ؟!  

چه چیز باعث شده است که ایشان این حق را به خویش داده اند که به اعتقادات میلیون ها انسان توهین نمایند و ایشان را آزرده خاطر ؟

اگر کسی به یکی از نزدیکان ایشان مثلا پدرشان توهین می نمود چه رفتاری با او داشتند ؟

باز هم این بیت سعدی را می سراییم که :

از خدا جوییم توفیق ادب                       بی ادب محروم ماند از لطف رب

 

 





موضوع: امام نقی علیه السلام (emamnaghi)، اظهار نظر،
برچسب ها: ادب، بی ادب، تمدن، مسلمانان، سعدی، امام نقی(ع)، کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان،
[ شنبه 17 تیر 1391 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ منتظر ]

موعظه اى در دورى از گناه؟

موعظه اى كه بتواند مرا در كارهایم موفق كند به خصوص در دورى از گناه؟

حضرت آیت الله میرزا جواد آقا تبریزی


انسان براى آنكه بتواند موفق شود و آن گونه زندگى كند كه اهل بیت(علیهم السلام) به آن سفارش كرده اند فرامین آنها(علیهم السلام) را سر لوحه كار خود قرار دهند و با استفاده از نصایح آن بزرگواران كارى كند كه خشنودى پروردگار متعال و اهل بیت(علیهم السلام) را به دنبال داشته باشد.
جناده مى گوید: پس از مسمومیت امام حسن(علیه السلام) نزد او رفتم و دیدم در مقابلش طشتى است كه در آن خون استفراغ مى كند.
عرض كردم: «مولاى من! چرا خود را درمان نمى كنید؟» گفت: «مرگ را با چه معالجه كنم؟»
من گفتم: «انا للَّه و انا الیه راجعون.» (ما همه از آن خداییم و به سوى او رهسپاریم).
امام(علیه السلام) نگاهى به من نمود و فرمود: «قسم به خدا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) با ما عهد نمود كه امامت بر عهده 12 نفر از فرزندان على(علیه السلام) و فاطمه(علیها السلام)است و همه ما دوازده امام یا با شمشیر كشته مى شویم یا با زهر، مسموم».
آن گاه گریست.
به امام(علیه السلام) گفتم: «اى پسر رسول خدا، مرا موعظه كنید».
فرمود(علیه السلام): «مهیاى سفر آخرت شو و توشه آن سفر را پیش از رسیدن اجل به دست آور; بدان كه تو در طلب دنیایى در حالى كه مرگ هم در طلب توست. اندوه روزى را كه نیامده بر روى اندوه امروزت بار مكن و بدان كه هرچه از مال دنیا، بیش از قوت خودت، به دست آورى، خزینه دارى دیگران (وارثانت) را كرده اى. بدان كه در حلال دنیا حساب است و در حرام آن عقاب، پس دنیا را نزد خود، مردارى فرض كن و از آن نستان، مگر به قدر ضرورت، كه اگر حلال باشد، زهد ورزیده اى و اگر حرام باشد، گناهى نكرده اى. زیرا آن مقدار كه گرفته اى بر تو حلال است; همان طور كه گوشت مرده، در حال ضرورت، حلال است و اگر عتابى باشد، عتابش كمتر است. براى دنیاى خود چنان كار كن كه گویا همیشه خواهى بود و براى آخرت خود همچنان كار كن كه گویا فردا خواهى مرد. اگر مى خواهى بدون قوم و قبیله عزیز باشى و بدون سلطنت، اقتدار داشته باشى، از ذلت معصیت خدا به سوى عزت اطاعت او حركت كن. و هرگاه به همنشینى با كسى نیازمند شدى، با چنین فردى همنشینى كن. كسى كه همنشینى با او مایه سربلندى تو باشد و اگر به او خدمت كردى، هوایت را داشته باشد، چنان كه كمكى خواستى به یاریت بشتابد و اگر سخنى گفتى تصدیقت كند، اگر در كارى همت به خرج دادى، با تو همسو و هماهنگ باشد و اگر خطایى كردى، آن را جبران كند، اگر كار نیكى از تو دید، فراموش نكند، اگر از او خواسته اى داشته، برآورده سازد و اگر چیزى نخواستى، خود به تو ببخشد، اگر به تو مشكلى طاقت فرسا رسید، ناراحت شود، دوست تو باید كسى باشد كه از او به تو زیانى نرسد، برایت دشوارى نسازد، حقّت را زیر پا نگذارد و اگر اختلاف مالى پیدا كردید، ایثار كند و تو را مقدم دارد».
لذا براى موفقیت ابتدا باید همیشه یاد مرگ باشید كه این خود موجب دورى شما از گناه مى شود و كسى را براى همنشینى و كسب و كار انتخاب نمائى كه بتواند راهنماى خوبى براى شما باشد و اگر كسى بخواهد در كارهاى خود موفقیت كسب كند باید فرامین و نصایح ائمه(علیهم السلام) را سرلوحه زندگى خود قرار دهند و آنگونه حركت كند كه آنان دوست دارند و این امر خود موجب موفقیت انسان در كارهایش مى شود.

منبع : وارثون





موضوع: درمحضربزرگان،
برچسب ها: دوری ازگناه، موعظه، آیه الله تبریزی، امام نقی(ع)، کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان،
دنبالک ها: وارثون،
[ شنبه 17 تیر 1391 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ منتظر ]

امام نقی علیه السلام

امام نقی علیه السلام

إنّ العبد لیقوم فی اللیل، فیمیل به النعاس یمیناً و شمالاً، و قد وقع ذقنه علی صدره،

 فیأمر الله تبارک و تعالی أبواب السماء، فتفتح، ثمّ یقول للملائکة:

 انظروا إلی عبدی ما یصیبه فی التقرب إلیّ بما لم أفترض علیه راجیاً منّی لثلاث خصال:

 ذنباً أغفره له، أو توبة أجدّدها له، أو رزقا أزیده فیه،

 فأشهدکم ملائکتی! أنّی قد جمعتهنّ له.

بنده ای برای نماز شب برمی خیزد، و در حالی که از خوب آلودگی چانه ی او

بر سینه اش افتاده، و به راست و چپ خم می شود، خدای سبحان فرمان می دهد

تا درهای آسمان را بگشایند، سپس به فرشتگان خود می فرماید: به بنده ام بنگرید

که در راه تقرّب من، با عباداتی که به او واجب نکرده ام چه سختی می کشد، او از

 من سه امید دارد:

گناهی که ببخشم، یا توبه ای که تازه کنم، یا رزقی که بیفزایم،

ملائکه ی من! گواه باشید که من همه را به او دادم...

بحارالانوار ۸۷: ۱۴۸

امام نقی (ع)






موضوع: امام نقی علیه السلام (emamnaghi)، کلام معصوم علیه السلام،
برچسب ها: امام نقی(ع)، امام نقی، نقی، imamnaghi، emamnaghi، naghi، کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان،
[ شنبه 17 تیر 1391 ] [ 06:46 ب.ظ ] [ منتظر ]
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو